احمد مجد الاسلام كرمانى

150

تاريخ انحطاط مجلس ( فارسى )

هريك از آنها هم جماعتى از كسان و بستگان خود را آوردند و همه آنها را از تجار تبريز سه ماهه و شش ماهه مخارج راه خود را قرض گرفتند و يقين داشتند بورود طهران پول مثل باران بهارى بر سر آنها خواهد باريد و هريك در نزد خود خيالها ميكردند و عماراتى ميساختند و املاكى تهيه مينمودند و كمترين مقامى كه براى خود انتخاب مينمودند سپه‌سالارى و صدارت بود ، و فى الحقيقه هم چند نفر هم دستخط صدارت قبل از وقت گرفته بودند مثل حكيم الملك و عين الدوله و ناظم الدوله و غيره و غيره . مجملا قافله گرسنگان در اواخر شهر ذيحجه 1313 وارد طهران شدند و لدى الورود به طرف خزينه عامره شتاب كردند كه جيب و بغل خود را پركنند ولى بدبختانه در خزينه عامره ابدا دينارى مسكوك نبود و در خزينه اندرون هم كمتر از سيصد هزار تومان مسكوك طلا بود و از تقسيم آن هم بار آنها بار نميشد ، پس ناچار شده به طرف اطاق موزه دويدند . دنباله پاورقى

--> اين شاه برخوردند معلوم شد اعليحضرت همايون شاهنشاهى بمناسبت نحوست عدد سيزده نميخواهد در سال 1313 كه 13 دو آتشه است بر تخت سلطنت جلوس كرده باشد و اين همه تأنى براى آنست كه ماه محرم 1314 نزديك مىشود و عذرى براى تأخير تاجگزارى پيش بيايد به همين نظر زودتر از 24 ذى حجه 1313 وارد پايتخت نشد و در ربيع الاول تاجگذارى كرد . امين السلطان ميدانست كه بايد دل اطرافيان شاه را بدست آورد بنابراين از كارداران تركها و هركس كه از فارسها كهء طرف علاقه شاه واقع ميشد مضايقه نميكرد ولى تركها كه ميخواستند زودتر همه كاره و داراى همه چيز شوند با كمال بيحوصلگى باميد موقع مناسب‌تر روز مىشمردند . ص 9 و 10 « شرح زندگانى من تأليف عبد إله مستوفى »